ختم۲

السلام بیاموزیم!!

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «از بین برنده لذت ها را بسیار یاد کنید. سؤال شد: آن چیست؟ فرمود: مرگ… و مرگ، اولین منزل از منازل سرای آخرت و آخرین مرحله از مراحل زندگی دنیاست».

فرآوری: آمنه اسفندیاری – بخش نهج البلاغه تبیان

مرگ و زندگی مهمترین مسأله آدمی در طول تاریخ است. آدمی فطرتاً طالب حیات است و متقابلاً از مرگ فراری است لذا جدی ترین مسأله در زندگی را مرگ تشکیل می دهد که دغدغه انسان را به خود اختصاص داده و هر قوم بنا بر اقتضاءات فکری ، دینی و باورهای خویش دیدگاه خاصی را در این خصوص ارائه کرده است .نوع نگاه آدمی به مرگ تأثیر بسیار قابل توجهی در نحوه زندگی آدمی دارد. همچنین آنچه انبیاء و ائمه (علیهم السلام) همواره به آن دعوت کرده اند ایمان به معاد و جاودانگی است تا جایی که ایمان به معاد در کنار ایمان به یگانگی خدا، در شمار اصول دین قرار گرفته است پیروان مکتب اسلام با تأسی از بزرگان مکتب اعتقاد به معاد را شالوده دین خود دانسته و آن را پاسخ مثبت به نیاز فطری بشر می دانند اما روشن است کسی که در عالم ملک است نمی تواند حقایق عالم ملکوت را بفهمد و آگاهی کامل زمانی حاصل می شود که این امر مورد تجربه انسان واقع شود. لذا راه برداشت از حقیقت مرگ و جهان پس از مرگ صرفاً در حیطه تعالیم انبیاء و اولیاست .

اعتقاد به حیات پس از مرگ و حوادث آن، قوی ترین عاملی است که می تواند شهوات حیوانی انسان را به زنجیر کشیده، کنترل و تعدیل نماید.

حضرت علی (علیه السلام) که ولی مطلق الهی و صاحب ولایت کلیه و مطلقه الهی است جلوه هایی از روح بلند خویش و تجربیات درونی و معنوی خود را در “نهج البلاغه” به ظهور رسانده است به همین جهت پس از قرآن یکی از منابع صائبی است که می تواند زوایایی پنهان از آدمی و مرگ و حیات پس از مرگ را آنگونه که هست به طالبان بنمایاند. در نگاه نهج البلاغه مرگ و زندگی معنایی فراتر ازمعمول دارند؛ مرگ حقیقی زمانی است که انسان فقط متوجه حیات دنیوی باشد و بالاترین نوع حیات،حیات معقول است که این امر حاصل نمی شود مگر با یاد مرگ و اجتناب از هوی و هوس و آرزوهای طولانی زیرا ازمنظر نهج البلاغه سخت ترین مانع در مسیر تکامل انسانها غفلت از مرگ است و دیگر اینکه یاد معاد نه تنها دارای آثاری مثبت در سرای ابدی خواهد بود بلکه آثار آن در زندگی دنیوی نیز قابل توجه است.

معادباوری، یاد مرگ و کنترل غرایز و شهوات

هنگامی که آدمی در پرتو ایمان به غیب و اعتقاد به سرای باقی، دریافت که فرصت دنیا بسیار محدود و بهره آن نیز بسیار ناچیز است و حتی در قلمرویی که به دست می آید، نمی توان آن را برای همیشه حفظ کرد و خوشی ها و لذایذ واقعی نیز در همین ایام کوتاه خلاصه نمی شود؛ دیگر نه هر دم امواج خواسته های بی پایان بر دلش استیلا می یابد که خود را به همه چیز وابسته کند و موجب انهدام خویشتن گردد و نه از اینکه بیش از حد از نعمت ها و ثروت های دنیا برخوردار نشده، آزرده خاطر می شود.
در زندگی دنیا هم آرزوهای بلند و هم یأس های عمیق، در کمین انسان نشسته اند و هر دو کشنده و تهدیدکننده زندگی اند و آنچه هر دو را در بند می کشد، یاد مرگ است. یاد مرگ هم «آمال» و هم «آلام» را که هر دو بی حد جلوه می کنند، محدود می کند و آن ها را آن چنان که هستند، کوچک نشان می دهد و تاب و طاقت آدمی را افزایش می دهد و او را بر ادامه زندگی قادر می سازد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «از بین برنده لذت ها را بسیار یاد کنید. سؤال شد: آن چیست؟ فرمود: مرگ… و مرگ، اولین منزل از منازل سرای آخرت و آخرین مرحله از مراحل [زندگی] دنیاست». (بحارالانوار، ج6، ص133)

از منظر نهج البلاغه سخت ترین مانع در مسیر تکامل انسانها غفلت از مرگ است و دیگر اینکه یاد معاد نه تنها دارای آثاری مثبت در سرای ابدی خواهد بود بلکه آثار آن در زندگی دنیوی نیز قابل توجه است.

امام علی (علیه السلام) نیز یاد مرگ و قیامت را اصلاحگر انسان و تربیت کننده روح دانسته و می فرماید: «به هنگام تصمیم بر کارهای زشت، مرگ را که نابودکننده لذت ها و مکدرکننده شهوت و قطع کننده آرزوهاست، به یاد آورید». (نهج البلاغه، خطبه 99)
همچنین آن حضرت برای اصلاح و تربیت نفس، از اهرم اعتقاد به آخرت استفاده می کند. این اهرم به اندازه ای قوی است که گاه بزرگانی مانند «هَمّام» با شنیدن «خطبه متقین»، قالب تهی می کنند.
امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه پس از تلاوت سوره تکاثر می فرماید: «شب یا روزی که رخت سفر مرگ در آن بسته اند، برای آنان جاودانه شده، خطرات آن جهان را وحشتناک تر از آنچه می ترسیدند، یافتند و نشانه های آن را بزرگ تر از آنچه در نظر داشتند، مشاهده کردند. برای وصول به هر یک از دو نتیجه بهشت و یا جهنم تا محل قرارگاهشان، مهلت داده شده و عالمی از بیم و امید، برایشان فراهم ساخته اند. اگر می خواستند آنچه را که در آنجا مشاهده کرده و با چشم دیده اند، توصیف کنند، زبانشان عاجز می شد». (نهج البلاغه، خطبه 221)
با توجه به مطالب یاد شده، به خوبی روشن می گردد که اعتقاد به حیات پس از مرگ و حوادث آن، قوی ترین عاملی است که می تواند شهوات حیوانی انسان را به زنجیر کشیده، کنترل و تعدیل نماید. چنان که امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید: «لَنْ تَحْکمَ ذَلِک مِنْ نَفْسِک حَتَّی تُکثِرَ هُمُومَک بِذِکرِ الْمَعَادِ إِلَی رَبِّک؛ تو بر خود مسلط نشوی، مگر آن گاه که همّت تو در یاد از قیامت و بازگشت به سوی خداوند بیشتر شود». (نهج البلاغه، نامه 53)
بنابراین، اعتقاد به حیات پس از مرگ و حوادث آن، قوی ترین عاملی است که می تواند شهوات حیوانی انسان را به زنجیر کشیده، کنترل و تعدیل نماید.

برداشتی از نهج البلاغه: تسلیت امام (علیه السلام) به عزادار

شخصی از دنیا رفته بود، امام علی علیه السلام نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت:
«این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، بسیار خوب و گرنه شما به سوی او خواهید رفت».(نهج البلاغه، حکمت 356)
به این ترتیب، امام هم بازماندگان را دلداری داد (که این یک مسأله همگانی است) و هم درس عبرتی به آنها آموخت که روزی شما نیز به کاروان مرگ ملحق خواهید شد.

ختم۱

السلام بیاموزیم!!

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «از بین برنده لذت ها را بسیار یاد کنید. سؤال شد: آن چیست؟ فرمود: مرگ… و مرگ، اولین منزل از منازل سرای آخرت و آخرین مرحله از مراحل زندگی دنیاست».

فرآوری: آمنه اسفندیاری – بخش نهج البلاغه تبیان

مرگ و زندگی مهمترین مسأله آدمی در طول تاریخ است. آدمی فطرتاً طالب حیات است و متقابلاً از مرگ فراری است لذا جدی ترین مسأله در زندگی را مرگ تشکیل می دهد که دغدغه انسان را به خود اختصاص داده و هر قوم بنا بر اقتضاءات فکری ، دینی و باورهای خویش دیدگاه خاصی را در این خصوص ارائه کرده است .نوع نگاه آدمی به مرگ تأثیر بسیار قابل توجهی در نحوه زندگی آدمی دارد. همچنین آنچه انبیاء و ائمه (علیهم السلام) همواره به آن دعوت کرده اند ایمان به معاد و جاودانگی است تا جایی که ایمان به معاد در کنار ایمان به یگانگی خدا، در شمار اصول دین قرار گرفته است پیروان مکتب اسلام با تأسی از بزرگان مکتب اعتقاد به معاد را شالوده دین خود دانسته و آن را پاسخ مثبت به نیاز فطری بشر می دانند اما روشن است کسی که در عالم ملک است نمی تواند حقایق عالم ملکوت را بفهمد و آگاهی کامل زمانی حاصل می شود که این امر مورد تجربه انسان واقع شود. لذا راه برداشت از حقیقت مرگ و جهان پس از مرگ صرفاً در حیطه تعالیم انبیاء و اولیاست .

اعتقاد به حیات پس از مرگ و حوادث آن، قوی ترین عاملی است که می تواند شهوات حیوانی انسان را به زنجیر کشیده، کنترل و تعدیل نماید.

حضرت علی (علیه السلام) که ولی مطلق الهی و صاحب ولایت کلیه و مطلقه الهی است جلوه هایی از روح بلند خویش و تجربیات درونی و معنوی خود را در “نهج البلاغه” به ظهور رسانده است به همین جهت پس از قرآن یکی از منابع صائبی است که می تواند زوایایی پنهان از آدمی و مرگ و حیات پس از مرگ را آنگونه که هست به طالبان بنمایاند. در نگاه نهج البلاغه مرگ و زندگی معنایی فراتر ازمعمول دارند؛ مرگ حقیقی زمانی است که انسان فقط متوجه حیات دنیوی باشد و بالاترین نوع حیات،حیات معقول است که این امر حاصل نمی شود مگر با یاد مرگ و اجتناب از هوی و هوس و آرزوهای طولانی زیرا ازمنظر نهج البلاغه سخت ترین مانع در مسیر تکامل انسانها غفلت از مرگ است و دیگر اینکه یاد معاد نه تنها دارای آثاری مثبت در سرای ابدی خواهد بود بلکه آثار آن در زندگی دنیوی نیز قابل توجه است.

معادباوری، یاد مرگ و کنترل غرایز و شهوات

هنگامی که آدمی در پرتو ایمان به غیب و اعتقاد به سرای باقی، دریافت که فرصت دنیا بسیار محدود و بهره آن نیز بسیار ناچیز است و حتی در قلمرویی که به دست می آید، نمی توان آن را برای همیشه حفظ کرد و خوشی ها و لذایذ واقعی نیز در همین ایام کوتاه خلاصه نمی شود؛ دیگر نه هر دم امواج خواسته های بی پایان بر دلش استیلا می یابد که خود را به همه چیز وابسته کند و موجب انهدام خویشتن گردد و نه از اینکه بیش از حد از نعمت ها و ثروت های دنیا برخوردار نشده، آزرده خاطر می شود.
در زندگی دنیا هم آرزوهای بلند و هم یأس های عمیق، در کمین انسان نشسته اند و هر دو کشنده و تهدیدکننده زندگی اند و آنچه هر دو را در بند می کشد، یاد مرگ است. یاد مرگ هم «آمال» و هم «آلام» را که هر دو بی حد جلوه می کنند، محدود می کند و آن ها را آن چنان که هستند، کوچک نشان می دهد و تاب و طاقت آدمی را افزایش می دهد و او را بر ادامه زندگی قادر می سازد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «از بین برنده لذت ها را بسیار یاد کنید. سؤال شد: آن چیست؟ فرمود: مرگ… و مرگ، اولین منزل از منازل سرای آخرت و آخرین مرحله از مراحل [زندگی] دنیاست». (بحارالانوار، ج6، ص133)

از منظر نهج البلاغه سخت ترین مانع در مسیر تکامل انسانها غفلت از مرگ است و دیگر اینکه یاد معاد نه تنها دارای آثاری مثبت در سرای ابدی خواهد بود بلکه آثار آن در زندگی دنیوی نیز قابل توجه است.

امام علی (علیه السلام) نیز یاد مرگ و قیامت را اصلاحگر انسان و تربیت کننده روح دانسته و می فرماید: «به هنگام تصمیم بر کارهای زشت، مرگ را که نابودکننده لذت ها و مکدرکننده شهوت و قطع کننده آرزوهاست، به یاد آورید». (نهج البلاغه، خطبه 99)
همچنین آن حضرت برای اصلاح و تربیت نفس، از اهرم اعتقاد به آخرت استفاده می کند. این اهرم به اندازه ای قوی است که گاه بزرگانی مانند «هَمّام» با شنیدن «خطبه متقین»، قالب تهی می کنند.
امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه پس از تلاوت سوره تکاثر می فرماید: «شب یا روزی که رخت سفر مرگ در آن بسته اند، برای آنان جاودانه شده، خطرات آن جهان را وحشتناک تر از آنچه می ترسیدند، یافتند و نشانه های آن را بزرگ تر از آنچه در نظر داشتند، مشاهده کردند. برای وصول به هر یک از دو نتیجه بهشت و یا جهنم تا محل قرارگاهشان، مهلت داده شده و عالمی از بیم و امید، برایشان فراهم ساخته اند. اگر می خواستند آنچه را که در آنجا مشاهده کرده و با چشم دیده اند، توصیف کنند، زبانشان عاجز می شد». (نهج البلاغه، خطبه 221)
با توجه به مطالب یاد شده، به خوبی روشن می گردد که اعتقاد به حیات پس از مرگ و حوادث آن، قوی ترین عاملی است که می تواند شهوات حیوانی انسان را به زنجیر کشیده، کنترل و تعدیل نماید. چنان که امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید: «لَنْ تَحْکمَ ذَلِک مِنْ نَفْسِک حَتَّی تُکثِرَ هُمُومَک بِذِکرِ الْمَعَادِ إِلَی رَبِّک؛ تو بر خود مسلط نشوی، مگر آن گاه که همّت تو در یاد از قیامت و بازگشت به سوی خداوند بیشتر شود». (نهج البلاغه، نامه 53)
بنابراین، اعتقاد به حیات پس از مرگ و حوادث آن، قوی ترین عاملی است که می تواند شهوات حیوانی انسان را به زنجیر کشیده، کنترل و تعدیل نماید.

برداشتی از نهج البلاغه: تسلیت امام (علیه السلام) به عزادار

شخصی از دنیا رفته بود، امام علی علیه السلام نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت:
«این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، بسیار خوب و گرنه شما به سوی او خواهید رفت».(نهج البلاغه، حکمت 356)
به این ترتیب، امام هم بازماندگان را دلداری داد (که این یک مسأله همگانی است) و هم درس عبرتی به آنها آموخت که روزی شما نیز به کاروان مرگ ملحق خواهید شد.

ختم

سبک زندگی
عاجله با عجله می گذرد

مباحث عملی سبک زندگی اسلامی – ایرانی  سبک زندگی مربوط به خانواده و منزل  ازدواج و همسرداری  صبر و تحمل در برابر از دست دادن عزیزان

تاریخ انتشار : 1397/4/31

 

بازدید : 26356

 

منبع : محسن کتابچی، آیین زندگی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام )

عن الرضا (علیه السلام ) عن ابیه (علیه السلام ) قال: راءی الصادق رجلا قد اشتد جزعه علی ولده فقال: یا هذا جزعت للمصیبة الصغری وغفلت عن المصیبة الکبری ولو کنت لما صار الیه ولدک مستعدا لما اشتد علیه جزعک فمصابک بترکک الاستعداد اعظم من مصابک بولدک. [1]
از امام رضا (علیه السلام ) از پدر بزرگوارش (علیه السلام ) روایت است که امام صادق (علیه السلام ) مردی را دید، بر مرگ فرزند خویش سخت می نالید. فرمود: ای فلان، برای مصیبت کوچک اینگونه ناله داری، در حالی که از مصیبت بزرگ غافل مانده ای و اگر آن راهی که پسرت رفته، تو آماده و مستعد طی کردن آن باشی، هیچوقت اینگونه ناله نمی کنی، پس مصیبت آماده نبودن تو برای مرگ بزرگتر از مصیبت فرزندت خواهد بود.
عن الرضا عن ابیه قال: نعی الی الصادق اسماعیل وهو اکبر اولاده وهو یرید ان یاءکل وقد اجتمع ندمائه فتبسم ثم دعا بطعامه فقعد مع ندمائه وجعل یاءکل احسن من اکله سائر الایام ویحث ندمائه ویضع ایدیهم ویعجبون منه لا یرون للحزن فی وجهه اثرا، فلما فرغ قالوا یابن رسول الله لقد راءینا منک عجبا اصبت بمثل هذا الابن وانت تری کما تری. فقال: مالی لا اکون کما ترون وقد جاءنی خبر اصدق الصادقین انی میت وایاکم، ان قوما عرفوا الموت فلم ینکروا ما یحفظه الموت منهم وسلموا الامر خالقهم عزوجل. [2]
امام رضا (علیه السلام ) از پدرش نقل می کند که وقتی خبر در گذشت اسماعیل به امام صادق (علیه السلام ) رسید، حضرت با یاران خود نشسته و آماده صرف غذا بودند. امام لبخندی زد و غذای خود را طلبید و شروع به خوردن کرد. امام صادق (علیه السلام ) در آن روز بهتر از روزهای دیگر غذا تناول کرد. همچنین یاران خود را بیش از پیش به خوردن غذا تشویق فرمود و برایشان غذا آورد. آنان از اینکه هیچ اثری از غم و اندوه در چهره امام مشاهده نمی کردند: سخت شگفت زده شده بودند. هنگامی که از غذا دست کشیدند، به آن حضرت عرض کردند: امروز عمل عجیبی از تو مشاهده کردیم. شما به مصیبت چنین فرزندی دچار شده اید، اما روحیاتتان مانند گذشته است. حضرت فرمود: چرا اینگونه نباشم، در حالی که از راستگوترین راستگویان به من خبر رسیده که من و شما نیز خواهیم مرد. سپس فرمود:
همانا گروهی (از مردم وارسته دنیا) مرگ را می شناسند و آنچه را که مرگ از آنها به خاطر سپرده، انکار نمی کنند. همچنین به سبب برخورداری از صفت توکل امور زندگی خود را به خالق عزوجل واگذار می کنند.
عجبا لمن عقل عن الله کیف یستبطی ء الله فی رزقه؟ وکیف لا یصطبر علی قضائه. [3]
در شگفتم از کسی که خدا را می شناسد، چگونه از او روزی می طلبد و چگونه بر قضای او صبر نمی کند!!
عن علی بن الاسباط، عن ابی الحسن الرضا (علیه السلام ) قال: کان فی الکنز الذی قال الله ((وکان تحته کنزلهما([4])) لوح من ذهب فیه:
بسم الله الرحمن الرحیم محمد رسول الله، عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح، وعجبت لمن ایقن بالقدر کیف یحزن، وعجبت لمن راءی الدنیا وتقلبها باهلها کیف یرکن الیها؟ وینبغی لمن عقل عن الله لا یتهم الله فی قضائه، ولا یستبطئه فی رزقه. [5]
از علی بن اسباط روایت شده است که حضرت امام رضا (علیه السلام ) فرمودند:
در گنجی که خداوند در قرآن از آن یاد کرده و فرموده است ((و زیر آن دیوار گنجی برای آن دو برادر بود)) آن گنج، لوحی زرین بوده است که بر آن نوشته شده بود: به نام خداوند بخشایگر مهربان، محمد (علیه السلام ) رسول و فرستاده خدواند است. در شگفتم از کسی که به مرگ یقین دارد،
چگونه شادی می کند؟ و عجب دارم از کسی که به مقدرات الهی یقین دارد، چگونه اندوهناک می شود؟ و عجب دارم از آن کس که دگرگونی های دنیا را به ساکنان دنیا می بیند، چگونه به دنیا دلبسته می شود، و سزاوار است از برای کسی که خداوند به او عقل کرامت و فرزانگیش از اوست، خدا را در حکم و قضایش متهم نکند و به او در دیر رسیدن تهمت و افترا نبندد.
پی نوشت:

سبک زندگی

مباحث عملی سبک زندگی اسلامی – ایرانی  سبک زندگی مربوط به خانواده و منزل  ازدواج و همسرداری  صبر و تحمل در برابر از دست دادن عزیزان

تاریخ انتشار : 1397/4/31

 

بازدید : 26356

 

منبع : محسن کتابچی، آیین زندگی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام )

عن الرضا (علیه السلام ) عن ابیه (علیه السلام ) قال: راءی الصادق رجلا قد اشتد جزعه علی ولده فقال: یا هذا جزعت للمصیبة الصغری وغفلت عن المصیبة الکبری ولو کنت لما صار الیه ولدک مستعدا لما اشتد علیه جزعک فمصابک بترکک الاستعداد اعظم من مصابک بولدک. [1]
از امام رضا (علیه السلام ) از پدر بزرگوارش (علیه السلام ) روایت است که امام صادق (علیه السلام ) مردی را دید، بر مرگ فرزند خویش سخت می نالید. فرمود: ای فلان، برای مصیبت کوچک اینگونه ناله داری، در حالی که از مصیبت بزرگ غافل مانده ای و اگر آن راهی که پسرت رفته، تو آماده و مستعد طی کردن آن باشی، هیچوقت اینگونه ناله نمی کنی، پس مصیبت آماده نبودن تو برای مرگ بزرگتر از مصیبت فرزندت خواهد بود.
عن الرضا عن ابیه قال: نعی الی الصادق اسماعیل وهو اکبر اولاده وهو یرید ان یاءکل وقد اجتمع ندمائه فتبسم ثم دعا بطعامه فقعد مع ندمائه وجعل یاءکل احسن من اکله سائر الایام ویحث ندمائه ویضع ایدیهم ویعجبون منه لا یرون للحزن فی وجهه اثرا، فلما فرغ قالوا یابن رسول الله لقد راءینا منک عجبا اصبت بمثل هذا الابن وانت تری کما تری. فقال: مالی لا اکون کما ترون وقد جاءنی خبر اصدق الصادقین انی میت وایاکم، ان قوما عرفوا الموت فلم ینکروا ما یحفظه الموت منهم وسلموا الامر خالقهم عزوجل. [2]
امام رضا (علیه السلام ) از پدرش نقل می کند که وقتی خبر در گذشت اسماعیل به امام صادق (علیه السلام ) رسید، حضرت با یاران خود نشسته و آماده صرف غذا بودند. امام لبخندی زد و غذای خود را طلبید و شروع به خوردن کرد. امام صادق (علیه السلام ) در آن روز بهتر از روزهای دیگر غذا تناول کرد. همچنین یاران خود را بیش از پیش به خوردن غذا تشویق فرمود و برایشان غذا آورد. آنان از اینکه هیچ اثری از غم و اندوه در چهره امام مشاهده نمی کردند: سخت شگفت زده شده بودند. هنگامی که از غذا دست کشیدند، به آن حضرت عرض کردند: امروز عمل عجیبی از تو مشاهده کردیم. شما به مصیبت چنین فرزندی دچار شده اید، اما روحیاتتان مانند گذشته است. حضرت فرمود: چرا اینگونه نباشم، در حالی که از راستگوترین راستگویان به من خبر رسیده که من و شما نیز خواهیم مرد. سپس فرمود:
همانا گروهی (از مردم وارسته دنیا) مرگ را می شناسند و آنچه را که مرگ از آنها به خاطر سپرده، انکار نمی کنند. همچنین به سبب برخورداری از صفت توکل امور زندگی خود را به خالق عزوجل واگذار می کنند.
عجبا لمن عقل عن الله کیف یستبطی ء الله فی رزقه؟ وکیف لا یصطبر علی قضائه. [3]
در شگفتم از کسی که خدا را می شناسد، چگونه از او روزی می طلبد و چگونه بر قضای او صبر نمی کند!!
عن علی بن الاسباط، عن ابی الحسن الرضا (علیه السلام ) قال: کان فی الکنز الذی قال الله ((وکان تحته کنزلهما([4])) لوح من ذهب فیه:
بسم الله الرحمن الرحیم محمد رسول الله، عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح، وعجبت لمن ایقن بالقدر کیف یحزن، وعجبت لمن راءی الدنیا وتقلبها باهلها کیف یرکن الیها؟ وینبغی لمن عقل عن الله لا یتهم الله فی قضائه، ولا یستبطئه فی رزقه. [5]
از علی بن اسباط روایت شده است که حضرت امام رضا (علیه السلام ) فرمودند:
در گنجی که خداوند در قرآن از آن یاد کرده و فرموده است ((و زیر آن دیوار گنجی برای آن دو برادر بود)) آن گنج، لوحی زرین بوده است که بر آن نوشته شده بود: به نام خداوند بخشایگر مهربان، محمد (علیه السلام ) رسول و فرستاده خدواند است. در شگفتم از کسی که به مرگ یقین دارد،
چگونه شادی می کند؟ و عجب دارم از کسی که به مقدرات الهی یقین دارد، چگونه اندوهناک می شود؟ و عجب دارم از آن کس که دگرگونی های دنیا را به ساکنان دنیا می بیند، چگونه به دنیا دلبسته می شود، و سزاوار است از برای کسی که خداوند به او عقل کرامت و فرزانگیش از اوست، خدا را در حکم و قضایش متهم نکند و به او در دیر رسیدن تهمت و افترا نبندد.
پی نوشت: